هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن

سنگ صبور 

رفيق من سنگ صبور غمهام
به ديدنم بيا كه خيلي تنهام


هيشكي نميفهمه چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم


مجنونم و دل زده از ليليا
خيلي دلم گرفته از خيليا


نمونده از جوونيام نشوني
پير شدم پير تو اي جووني


تنهاي بي سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و كور


توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست


اگر چه هيچ كس نيومد
سري به تنهاييت نزد


اما تو كوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش


تنهاي بي سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و كور


توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست


اگر بياي همونجوري كه بودي
كم ميارن حسودا از حسودي


صداي سازم همه جا پر شده
هر كي شنيده از خودش بي خوده


اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز يك سايه


سايه اي كه خالي از عشق و اميد
هميشه محتاج به نور خورشيد


تنهاي بي سنگ صبور
خونهء سرد و سوت و كور


توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست


اگر چه هيچ كس نيومد
سري به تنهاييت نزد


اما تو كوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش




|Download سنگ صبور|
ارسال شده توسط محمد در 9/4/1387 و ساعت 14:30:46

مخور غم گذشته 
مخور غم گذشته ،‌گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن ، گذشته برنگشته

به فکر آینده باش ، دلشاد و سر زنده باش
به انتظار طلعت ،‌ خورشید تابنده باش
 
عمر کمه صفا کن ، رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا ، به قطره اکتفا کن
 
قسمت تو همین بوده ، که بر سرت گذشته
نکن گلایه از فلک ، این کار سرارسال
 
عمر کمه صفا کن ، رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا ،‌ به قطره اکتفا کن

زندگی شاد است ,غمگینش مکن ، با غمه بیهوده تو سنگینش مکن
قلبه چون آیینه ات را صاف کن ،‌ با دو رنگیها تو رنگینش مکن
 
عمر گران می گذرد ، خواهی نخواهی ، سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن ،‌ زان که بود رحمت او، لایتناهی
 
عمر کمه صفا کن ، رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا ، به قطره اکتفا کن



|Download مخور غم گذشته|
ارسال شده توسط محمد در 2/4/1387 و ساعت 10:18:04

محكمه الهي (عبرت آموز) 
جناب آقاي خليل جوادي در خدمتشون باشيم
با عرض سلام. من همين چند وقت پيش خوابي ديدم كه بعد از بيدار شدن نوشتم.
اسمش رو گذاشتم محمكه الهي چون رفتم به قيامت
 
يك شب كه من حسابي خسته بودم ، همين جوري چشامو بسته بودم
سياهي چشام يك لحظه سر خورد ، يكدفعه مثل مرده ها خوابم برد
 
تو خواب ديدم محشر كبري شده ، محكمه الهي برپا شده
خدا نشسته ، مردم از مرد و زن ، رديف رديف مقابلش وايستادن
 
چرتكه گذاشته و حساب ميكنه ، به بنده هاش عطاب خطاب ميكنه
ميگه چرا اينهمه لج مي كنيد ، راهتون رو بي خودي كج مي كنيد؟
 
آيه فرستادم كه آدم بشيد ، با دلخوشي كنار هم جمع بشيد
دل هاي غم گرفته رو شاد كنيد ، با فكرتون دنيا رو آباد كنيد
 
عقل دادم بريد تدبر كنيد ، نه اينكه جاي عقل رو كاه پر كنيد
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم ، نيافريده باريك الله گفتم
 
من كه هواتون رو هميشه داشتم ، حتي يك لحظه گشنتون نذاشتم
اما شما بازي نكرده باختيد ، نشستيد و خداي جعلي ساختيد
 
هر كدوم از شما خودش خدا شد ، از ما و آيه هاي ما جدا شد
يك جو زمين و اينهمه شلوغي ، اينهمه دين و مذهب دروغي
 
حقيقتا شما ها خيلي پستين ، خر نباشيد گاو رو نمي پرستين
از توي جمع يكي بلند شد ايستاد ، بلند بلند هي صلوات فرستاد
 
از اون قيافه هاي حق به جانب ، هم از خودي شاكي هم از اجانب
گفت چرا هيچكي روسري سرش نيست ، پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟
 
چرا زنها ايجوري بد لباسن ، مرداي غيرتي كجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن ، اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن
 
يارو كنف شد ولي از رو نرفت ، حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت
چشاش ميچرخن نميدوم چشه ، اهان ميخواد يواشكي جيم بشه
 
ديد يكمي سرش شلوغه خدا ، يواش يواش شد از جماعت جدا
با شكمي شبيه بشكه نفت ، يكهو سرش رو پايين انداخت و رفت
 
قراولها چندتا بهش ايست دادن ، يارو وانستاد تا جلوش واستادن
فوري در آورد واسشون چك كشيد ، گفت ببريد وصول كنيد خوش بشيد
 
دلم واسه حوري ها لك زده ، دير برسم يكي ديگه تك زده
اگه نرم حوريه دلگير ميشه ، تورو خدا بذار برم دير ميشه
 
قراول حضرت حق دمش گرم ، با رشوه خيلي كلون نشد نرم
گوشاي يارو رو گرفت تو دستش ، كشون كشون برد و يك جايي بستش
 
رشوه حاجي رو ضميمه كردن ، توي جهنم اونو بيمه كردن
حاجيه داشت بلند بلند غر ميزد ، داشت روي اعصاب ها تلنگر ميزد
 
خدا بهش گفت ديگه بس كن حاجي ، يك خورده هم حبس نفس كن حاجي
اينهمه آدم رو معطل نكن ، بگير بيشين اينقدر كل كل نكن
 
يك عالمه نامه داريم نخونده ، تازه هنوز كرات ديگه مونده
نامه تو پر از كاراي زشته ، كي به تو گفته جات توي بهشته؟
 
بهشت جاي آدم هاي باحاله ، ولت كنم بري بهشت محاله
يادته كه چقدر ريا ميكردي ، بنده هاي مارو سياه ميكردي؟
 
تا يك نفر رو دورو برت ميديدي ، چقدر والضالين رو ميكشيدي؟
اينهمه كه روضه و نوحه خوندي ، يك لقمه نون دست كسي رسوندي؟
 
خيال ميكردي ما حواسمون نيست ، نظم و نظام هستي كشكي كشكي است؟
هر كاري كردي بچه ها نوشتن ، ميخواي بروخودت ببين تو زونكن؟
 
خلاصه وقتي يارو فهميد اينه ، بازم درست نميتونست بشينه
كاسه صبرش يكدفعه سر ميرفت ، تا فرصتي گير مياورد در ميرفت
 
قيامته اينجا عجب جاييه ، جون شما خيلي تماشاييه
از يك طرف كلي كشيش اوردن ، كشون كشون همه رو پيش آوردن
 
گفتم اينارو كه قطار كردن ، بيچاره ها مگه چي كار كردن؟
ماموره گفت ميگم بهت من الان ، مفسد في الارض كه ميگن همين هان
 
گفت اينا بهشت فروشي كردن ،  بي پدرا خدا رو جوشي كردن
به نام دين حسابي خوردن اينها ، كفر خدارو در آوردن اينها
 
بد جوري ژاندارك رو اينا چزوندن ، زنده توي آتيش اونو سوزوندن
روي زمين خدايي پيشه كردن ، خون گاليله رو تو شيشه كردن
 
اگر بهش بگي كلاتو صاف كن ، بهت ميگه بشين و اعتراف كن
هميشه در حال نظاره بودن ، شما بگو اينا چي كاره بودن؟
 
خيام اومد يك بطري هم تو دستش ، رفت و يك گوشه اي گرفت نشستش
حاجي بلند شد با صداي محكم ، گفت اين آقا بايد بره جهنم
 
خدا بهش گفت تو دخالت نكن ، به اهل معرفت جسارت نكن
بگو چرا به خون اين حلاكي ، اين كه نه مدعي داره نه شاكي؟
 
نه گرد و خاك كرده و نه هياهو ، نه اربده كشيده و نه چاقو
نه مال اين نه مال اونو برده ، فقط عرق خريده رفته خورده
 
آدم خوبيه هواشو داشتم ، اينجا خودم براش شراب گذاشتم
يهو شنيدم ايست خبردار دادن ، نشسته ها بلند شدن واستادن
 
حضرت اسرافيل از اونور اومد ، رفت روي چهارپايه و چند تا سور زد
ديدم دارن تخت رون ميارن ، فرشته ها رو دوششون ميارن
 
مونده بودم كه اين كيه خدايا ، تو محشر اين كارا چيه خدايا؟
فكر مي كنيد داخل اون تخت كي بود ، الان ميگم يك لحضه اسمش چي بود؟
 
اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد، همون كه اين لامپ هارو اختراع كرد
همون كه كاراش عالي بود اون ديگه ، بگيد بابا توماس اديسون ديگه
 
خدا بهش گفت ديگه پايين نيا ، يك راست برو بهشت  پيش انبيا
وقت و تلف نكن توماس زود برو ، به هر وسيله اي اگر بود برو
 
از روي پل نري يك وقت ميفتي ، ميگم هوايي ببرن و مفتي
باز حاجي ساكت نتونست بشينه ، گفت كه مفهموم عدالت اينه؟
 
توماس اديسون كه مسلمون نبود ، اين بابا اهل دين و ايمون نبود
نه روضه رفته بود نه پاي منبر ، نه شمر ميدونست چيه نه خنجر
 
يك ركعت هم نماز شب نخونده ، با سيم ميماش شب رو به صبح رسونده
حرف هاي يارو كه به اينجا رسيد ، خدا يك آهي از ته دل كشيد
 
حضرت حق خودش رو جابجا كرد ، ‌يكم به اين حاجي نگاه نگاه كرد
از اون نگاه هاي عاقل اندر ، سفيه شو رو بايد بيارن اينور
 
با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود ،‌ خطاب به بنده هاش دوباره فرمود
 شما عجب كله خرهايي هستيد ، بابا عجب جونورهايي هستيد
 
شمر اگه بود آدلف هيلتر هم بود ،‌خنجر هم اگر بود رورلوئر هم بود
حيف كه آدم خودشو پير كنه ، و سوزنش همش يجا گير كنه
 
ميگي توماس من مسلمون نبود ، اهل نماز و دين و ايمون نبود؟
اولا از كجا ميگيد اين حرف رو ، در بياريد كله زير برف رو
 
اون منو بهتر از شما شناخته ، دليلش هم اين چيزايي كه ساخته
درسته گفته ام عبادت كنيد ، نگفته ام به خلق خدمت كنيد؟
 
توماس نه بمب ساخته نه جنگ كرده ، دنيا رو هم كلي قشنگ كرده
من يك چراغ كه بيشتر نداشتم ، اونم تو آسمونا كار گذاشتم
 
توماس تو هر اتاق چراغ روشن كرد ، نميدونيد چقدر به من كمك كرد
تو دنيا هيچكي بي چراغ نبوده ،يا ‌اگر هم بوده تو باغ نبوده
 
خدا براي حاجي آتش افروخت ، دروغ چرا يكم براش دلم سوخت
طفلي تو باورش چه قصر ها ساخته ، اما به اينجا كه رسيده باخته
 
يكي مياد يك حاله اي باهاشه ، چقدر مياد بهش فرشته باشه
اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم ، دهانشو آورد كنار گوشم
 
گفت تو كه كلت پر قرمه سبزي است ،‌ وقتي نميفهمي بپرسي بد نيست
اون كه نشسته يك مقام والاست ، مترجمه رفيق حق تعالي است
 
خود خدا نيست نمايندشه ، مورد اعتمادشه بندشه
خداي لم يلد كه ديدني نيست ، صداش با اين گوشا شنيدني نيست
 
شما زميني ها همش همينيد ، اون ور ميزي رو خدا ميبينيد
همين جوري كه ميخواست بلند شه ، نم نم گفت كه پاشو بايد بري جهنم
 
وقتي ديدم منم گرفتار شدم ، داد كشيدم يكدفعه بيدار شدم
 



|Download محكمه الهي (عبرت آموز)|
ارسال شده توسط محمد در 1/4/1387 و ساعت 15:20:50

شب دهم 

مرز در عقل و جنون باریك است
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ويراني و بهت مردم

گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی خون تا فردا

خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنه تر از شمشیر است

مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی

عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاریست نگو سهو شده

من و رسوایی این بار گناه
تو و تنهایی و چشم سیاه

از من تازه مسلمان بگذر
بگذر ، بگذر از سر پیمان بگذر، بگذر

میل دیوانه به دین عشق تو شد
جاده شك به یقین عشق تو شد

مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی




|Download شب دهم|
ارسال شده توسط محمد در 31/3/1387 و ساعت 17:17:30

رنگين كمون هفت رنگ 
مثل يك رنگين كمون هفت رنگ
سرگذشت زندگيمون رنگ رنگ
 
اي صميمي اي قديمي هم قطار
در دل شب شبنم عشقي بكار
 
شهر شب با مردم چشمك زنش
غصه هامو ريخته توي دامنش
 
ازدحام كوچه هاي بي كسي
پر شده از يك بغل دلواپسي
 
اين منم دلواپس بود و نبود
از غم اي كاش ها چشمم كبود
 
تا به كي از آرزوهامون جدا
با تو هستم ، با تو مستم ، اي خدا
 
بغچه عشقم هميشه باز باز
جا نمازم تشنه راز و نياز
 
همزبوني ها اگه شيرينتره
همدلي از همزبوني بهتره



|Download رنگين كمون هفت رنگ|
ارسال شده توسط محمد در 31/3/1387 و ساعت 16:50:32

به سوي تو 
به سوي تو ، به شوق روي تو ، به طرف كوي تو
سپيده دم آيم ، مگر تو را جويم ، بگو كجايي؟

نشان تو گه از زمين گاهي ، ز آسمان جويم
ببين چه بي پروا ، ره تو مي پويم ، بگو كجايي؟

كي رود رخ ماهت از نظرم نظرم ؟ به غير نامت كي نام دگر ببرم؟

اگر تو را جويم ، حديث دل گويم ، بگو كجايي؟
بدست تو دادم ، دل پريشانم ، دگر چه خواهي؟

فتاده ام از پا ، بگو كه از جانم ، دگر چه خواهي؟
يك دم از خيال من ، نمي روي اي غزال من ، دگر چه پرسي ز حال من؟

تا هستم من اسير كوي تواًم به آرزوي تواًم
اگر تو را جويم ، حديث دل گويم ، بگو كجايي؟

بدست تو دادم دل پريشانم ، دگر چه خواهي؟
فتاده ام از پا بگو كه از جانم ، دگر چه خواهي؟



|Download به سوي تو|
ارسال شده توسط محمد در 31/3/1387 و ساعت 16:32:07

بغلم كن عشق خوبم 

بغلم كن عشق خوبم بذار حس كنم تن تو
از حرارتت بميرم بگيرم عطر تن تو

واسه من آغوش گرمت تنها جاى امن دنياست
ساز آشناى قلبت خوشترين آهنگ دنياست

منوكه بغل بگيرى گم ميشم تو شهر رويا
بند مياد نفس تو سينم مثل مجنون پيش ليلا
مثل مجنون پيش ليلا

به تو شفافُ برهنه دل سپردم بى مهابا
بغلم كن تا نميرم بى تو ، تو دستاى سرما

مثل دامن فرشته شب ما قديس ُ پاكه
حتى ماه به حرمت ماعاشقونه تر مى تابه

بغلم كن عشق خوبم بذار آرامش بگيرم
سر بذارم روى شونه ات با نفسهات خو بگيرم

جز سر انگشتاى گرمت تن من عشقى نديده
دست بكش رو گونه ى من ، منو خواب كن تا سپيده

 




|Download بغلم كن عشق خوبم|
ارسال شده توسط محمد در 31/3/1387 و ساعت 16:08:51

تو مگه قلب مني 
اونقدر عاشق ميشم
عاشق ميشم
عاشق ميشم
عاشق ميشم
عاشق ميشم

اونقدر از تو میگم که به یمن اسم تو
توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق
بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه ؟
تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه ؟
فقط تو رو ، داره فریاد میزنه

تو هوای تازهٔ زندگی هستی
که تو قصر آرزو هایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی
که طلسم نا امیدیمو شکستی



|Download تو مگه قلب مني|
ارسال شده توسط محمد در 30/3/1387 و ساعت 14:30:52

من با تو خوشم تو خوشي با دل من 
چه خوبه هميشه ما با هم باشيم

من و تو دشمن درد و غم باشيم
 
چه خوبه دلامون از اميد پره

غم داره از من و تو دل ميبره

(( من با تو خوشم تو خوشي با دل من ، از دست منو تو غصه ها خسته ميشن))؛
 



|Download من با تو خوشم تو خوشي با دل من|
ارسال شده توسط محمد در 30/3/1387 و ساعت 13:17:42


© 2006-2008 PersianCast.com & Cast.ir | All rights reserved
Powered by SiteDepartment | Web Development Services